تبلیغات
نوشته های ِ یک حس مبهم - رو نوشت زندگی، نُ هُ م!! نور است که می تابد!

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


شنبه 14 اسفند 1395

رو نوشت زندگی، نُ هُ م!! نور است که می تابد!




عادت کرده ام صبح زود بیدار شوم!

نمی دانم برای شما زود چه ساعتی است! اما برای من که صبح ها ساعت 9 الی 10 ساعت خوش خوابی ام بود،

بیدار شدن آن هم درست ساعت هفت های صبح، یعنی زود بیدار شدن!

دیگر حالا فکرش هم را بکنید این هفت هرازگاهی تبدیل شود ده دقیقه به هفت!!!!

دیگر نور علی نور است

اتفاقی است که باید در تاریخچه زندگیم ثبت شود...!

به قول خواهر گرامی تو را تا به حال اینگونه ندیده بودم!

صبح ها زود بیدار می شود، سرت همش توی کار و مطالعه و به قول خودش ( مشق نوشتن!) است...

اصلا باور همچنین سمایی به دور از خیال است!!

راستش خودم هم کمی باورم نمی شود!!

به دوستم می گویم عادت کرده ام زود بیدار شوم، می گوید من مثل تو نیستم

خودم را به چیزهای بد عادت نمی دهم، بی خیال بابا!!

انگار اصلا ساعت بدنم را تنظیم کرده باشند روی ساعت هفت؛ بعد یک چیزی توی مغزم زنگ بخورد که: برخیز که صبح آمد!

اصلا می دانید چیست؟

صبح ها نور است که میتابد. نه اینکه باقی روز نور نباشد و نتابد! صبح های یک جور دیگر نور می تابد؛

کمی خاص تر، کمی زنده تر، کمی ملموس تر!

امروز از خواب که بیدار شدم مثل همیشه نور بود از پنجره آشپز خانه کشیده داخل و تا روی اپن آمده بود.

خم شدم و به سبزه هایی که برای عید در حال سبز شدن بودند نگاه کردم...

صبح بخیر گفتم، لبخند زدم بهشان، آب پاشیدم به رویشان...

ظهر که شد دیدم جوانه های عدس و ریحان خودشان را کج کرده اند به یک سمت...

درست به سمت پنجره  آشپزخانه...

انگار که شاخنه نور را گرفته  و دنبالش کرده باشند...

خنده ام گرفت به کج بودنشان...

بردمشان پشت پنجره آشپزخانه... چرخاندمشان و آن سمتی که کمرشان خم شده است را گذاشتم رو به نور

حالا سر کشیده اند بالا...

زیبا است... به زیبایی زندگی... زیبا تر از آن...

گیاهان نور را دنبال می کنند...

ما چه چیز را؟







خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند *



پ.ن اول: دلمان حسابی برای اینجا و چرت و پرت نویسی تنگ شده بود

پ.ن دوم:
شعر زیر عکس متعلق به سهراب سپهریست و میدانم که میدانید
و مانیز میدانیم که حق کپی رایت چیزخوبی است!!

پ.ن سوم:
از یادمان پرید چه می خواستیم بگوییم!!

پ.ن چهارم:
دلمان برای پی نوشت ها هم بسیار تنگ بود! به قول گفتی :دی