تبلیغات
نوشته های ِ یک حس مبهم - رونوشت زندگی، هشتم

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


دوشنبه 20 دی 1395

رونوشت زندگی، هشتم



سر می چرخانم میان آدم ها ، میان هیاهوهای در رفت و آمد ، صداهای بلند و گفت و گوهای در هم....

دو گوشی گرد هندزفری نام را از توی کیفم در می آورم و فرو می کنم درون گوشم...

انگشت می چرخانم میان لیست و روی یک آهنگ* می ایستم...

صدای پیانو می آید و ویولون... آرام ِ آرام...

واگن های بهم متصل به سرعت می روند و من دلم میخواهد چشم ببندم و ذهنم آرام آرام جان بدهد و...

میان یک عالمه دود راه می روم و دوباره باز میگردم به همان آهنگ...

راه میروم و سایه ام جلو تر از خودم... همگام با او گام بر میدارم و او جلو تر از من...

سایه ام کش می آید و دختر پالتو پوش سیاه رنگ راه  می رود و کش می آید ,...

و من دلم میخواهد بتوانم خودم را میان نت آهنگ بگنجانم،

فرو روم میان نت ها و پخش شوم درون هوا...



یک رو نوشتی ناتمام است
یک رونوشتی ناقص
یک رونوشتی عاری از واژگانی که باید!!


کلیک شود
Autumn Comes Winter


20 دیماه
حسِ مبهم