تبلیغات
نوشته های ِ یک حس مبهم - هجویات زندگی

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


سه شنبه 17 شهریور 1394
ن : سماء .ک نظرات ()

هجویات زندگی



با نام تو که مرا می فهمی

همیشه همین گونه بوده است
درست وسط زیباترین رویدادها، بزرگ ترین اتفاقات و بهترین تصمیم هایم
وقتی که می خواهم بزرگ و بزرگ تر شوم، رشد کنم و ببالم
ناکامی عمیق به سراغم می آید
و آن لحظه می شود دلهره آورین ترین لحظات زندگی ام
هجوم حس هایی نا معلوم که نمی دانم از کجا می آیند و ناخن می کشند بر افکارم
خیره می شوند میان چشم های دردمندانه ام
و بر سرم می کوبند، محکم و متوالی...
تو هرگز نمی توانی، تو هرگز نمی توانی... انعکاسی سخت و عمیق میان ذهنم...
باید پسشان بزنم، باید بِرَهَم از این عجز بی پایان
اما کجای کار قرار است،
ضعیف بودن...
ضعیف ماندن...
سخت مرا می آزارد...
و من هم چنان قفل گشته ام میان روزمرگی های ذهنم...


پ.ن : با این متن نمیدونم باید بگم شاد باشید یا نه!! اما شما هم چنان شاد باشید، برای پیروزی :)

سما