تبلیغات
نوشته های ِ یک حس مبهم - پا تو کفش استاندارد :))

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


چهارشنبه 22 مهر 1394

پا تو کفش استاندارد :))



22 مهر روز جهانی استاندارد مبارک

متنی که در ذیل آمده است صرفا جهت مزاح از  سوی فردی است که،  دلش میخواهد گیرهای الکی دهد.

ایضا  بنا بر دلایلی خواندن این متن ، به افراد لطیف و افرادی که دچار مشکلات قلبی و عروقی هستند نیز توصیه نمی شود.

 استاندارد واژه ای است که یک تعریف مشخص و کامل و جهانی دارد. ما با این تعریف هیچ کاری نداشته. اصلا ما را چه به ایزو؟؟

 عرضم به حضور شما که استانداردهای وطنی برای خودشان تعریف هایی خاص داشته و از محیطی به محیطی دیگر نیز متغیر می باشد.

به عنوان مثال  انسان گاهی ممکن است بنا به دلایل نا خواسته پا درون یک طباخی گذراد.

وقتی پای مبارک را درون طباخی می گذارید می توانید  از تمام وجوه به  استاندارد درون آن محیط پی برده.

از میز و نمکدان و پارچ روی میز تا آن کله و پاچه نتراشیده ی گوسفند مرحوم ،

که یواشکی از زیر برخی نظرها عبور کرده است تا به طباخی مورد نظر رسیده.

مسلما آن طباخی برای خودش استاندارد های تعریف شده خاصی دارد!! مثلا پوشیدن یک عدد زیرپوش سوراخ شده که احتمالا فرد طباخ از پدربزرگ مرحومش به ارث برده

و  بستن پیش بندی،که رنگ رخساره خبر می دهد از سّر درون ( حاوی ویروس ها و باکتری هایی

اعم از هپاتیت ب،پ،ث، دیفتیری وکزاز، فلجِ ناقصِ کج کننده انگشت پای چپ

و خارش یک ساله سبیل میانی، طاسی پشت کله و ...)جزئی از استاندارد های آن شخص محترم می باشد.

البته از حق نگذریم ، شاگرد مغازه در تمیز نگه داشتن  طباخی دریغ نمی نمایند و

احتمالا با همان دستمالی که  عرق پیشانی را  پاک می نماید ، نهایتا سبیلی پاک کرده باشد،

به رعایت بهداشت نمکدان های روی میز اهمیت می دهد!

اگر روزی به گوشتان رسید که عده ای زیاد از جگرها را توبیخ و توقیف نموده اند،

مطمئن باشید تنها به این دلیل است ، هنگام ذبح آن خدابیامرز درون چشم هایش زل نزده اند تا بگویند :

جگرت سر سیخ خام خام...!!! به همین دلیل تا به جگرکی محل برسد بیچاره پلاسیده و روی دست بهداشت مانده است.

و اِلا چه دلیلی مهم تر از این؟؟؟  واقعا چه دلیلی باعث می شود که شما فکر کنید که جگرکی محترم دست از آن همه جگر بکشد

و تنها به دل وقلوه های باقی مانده از چند شب پیش که درون یک عدد سطل قرمز رنگ متمایل به قهوه ای سوخته

( هم جوار  خانه سوسک های دیوار و  روشویی)، که یادش رفته است آن را درون یخچال بگذارد  بسنده کند؟

و یا خوئک های آب ندیده را به خورد شما بدهد؟ واقعا شما چه فکری می کنید؟

از این بحث های بیخودکی که بگذریم  می توانیم به نمونه هایی بالا از جهت دارا بودن استاندارد در یک سری مواد خوراکی

اعم از شیر گاو همساده، رب عمه  سی سی، و گوشت ورم کرده همساده های دور و دورتر اشاره نمود.

اینجانب خوردن آن را به شما توصیه می نمایم. که با خوردن آن دگرگون شده و از حالی به حالی دیگر تغییر می یابید.

این خوراکی ها شبیه قانون پایستگی می مانند ،

یعنی همان طوز که در قانون پایستگی انرژی از بین نمی رود فقط از حالتی به حالتی دیگر تغییر می یابد!

 این مواد هم خراب نمی شوند. تنها از حالتی به حالتی دیگر تغییر شکل می دهند.

 اما در کنار این سخنان حتما یادتان باشدکه  وقتی پا از  در خانه بیرون می گذارید حتما یه عدد بطری آب معدنی

که خیلی هم کلاس دارد با خود به همراه ببرید. به هر حال بدن احتیاج مبرمی به نوشیدنی دارد. 

و چه نوشیدنی بهتر از آب؟ فرقی هم نمی کند که از دل کوه جوشیده باشد یا شلنگ باغچه خانه تان

و یا  از آفتابه توالتی میان راهی در اتوبان های دورافتاده یه جایی آباد؟

اگر آب معدنی در دل کوه ها سرشار از مواد معدنی است، خب می توانم به شما بگویم

آفتابه مذبور هم به نوعی درون خودش پر از مواد معدنی دارد. مواد معدنی درون کوه نشد حالا مواد معدنی درون آفتابه که هست!!

و نصیحت آخر من به شما اینکه اگر روزی شنیدید که قصابی سرخیابانتان را بنا به دلایل بیخودکی بسته اند حتما بدانید

آدمی بیکار شِبه سما دلش خواسته گیرهای الکی بدهد و با صرف فعل پُلمپُ، پُلمپانِ، پُلمپونَ ،صاحب مغازه را بیچاره نماید.

امید است که نویسنده متن رستگار شود  و دست از اعمال زشت خود بردارد....

و من الله توفیق

22 پاییز 94 مهرماه

روز خوش ، سما