پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


چهارشنبه 17 آبان 1396

رونوشت زندگی، سیزدهم




بی قیدی بیش از حد آدم ها واقعا آزار دهنده است!!

اینکه مدام بگن که بی خیال...!! نه اینکه تا به حال این جمله رو به کار نبرده باشم و نگفته باشم...

اما همیشه نمی شه گفت بی خیال و  " ای بابا چقدر جدی هستی تو؟!! "

این دیگه بی قیدی بیش از حدِ و اصلا خوب نیست!! اینکه تو هر اتفاق و هر موقعیتی بگی که سخت نگیر!!

نمیدونم شاید ما جماعت ایرانی گاهی وقت ها تو موقعیت های زیادی اشتباهی سخت نگرفتیم

که اگه گاهی ما رو لای منگه هم بذارن یکی اون وسط  باز یکی هست که بگه: " بی خیال بابا از فضای موجود لذت ببر!! "

این بی نظمی ها، این بی قیدی ها، این بی تعهدی ها * واقعا واقعا گاهی آزار دهنده می شه!!

گاهی وقت ها توی مسیر های زندگیم* آدم هایی رو می بینم ،که از بودنشون توی این مسیر، آدم رو زیادی از حد متعجب می کنه!

به نظرم گاهی بد نیست به غیرتتون بر بخوره! اینی که می گم به این معنا نیست خونت به جوش بیاد و بری بزنی یکی رو له کنی!!

نه! به غیرتت بربخوره و بخوای وضعیت موجود رو به بقیه حالی کنه که : - ببین دوست عزیز، بی خیالی اینجا جایز نیست!!

هرچند همه دیواریم!!!



پ.ن: آدمای بی تعهد همه جا هستند، توی همه ی مسیر های زندگیت، فرقی نمی کنه توی صف اتوبوس ایستاده باشی، توی کلاس استاد در حال

چرت زدن! یا نه پشت میز کارت در حال انجام کار، یا حتی خرید یه بطری شیر از یه فروشگاه...! این ماجرای همون ستاره قرمزاست!

پ.ن2: بیداریمان از خواب ما هیچ ندانستیم
گفتند که بیداریم، گفتند که بیدارید
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
"منزوی"

پ.ن3
: این وضعیت پیش اومده رو دوست ندارم. اینکه یه وظیفه ای روی دوش من باشه و یکی بیاد اونجوری اظهار نظر کنه!!


روزگارتان خوش

سماء